اما انسان دایره تصورات و خیالاتش خیلى وسیعتر از واقعیات فعلى است یعنى هر چیز را بیش از آنچه فعلا وجود دارد تصور میکند نیروى خیال و تصور او از مرز احتیاج و غریزه واقعى او تجاوز میکند و خیلى بیشتر از آنچه که فعلا بدان محتاج است میطلبد خلاصه زیادتر از آنچه مصلحت اوست مى‏خورد و مینوشد.  اگر از قضاوت و نورانیت عقل کمک نگیرد و باتکاء غریزه گرسنگى و میل و اشتها بخورد دائما دچار رنج و بیمارى است.  شگفت‏تر آنکه عقل هم وقتى مى‏تواند قضاوت صحیح داشته باشد که شکم پر نباشد و مزاج از سلامتى منحرف نشده باشد.

 

پرخوری موجب کند ذهنی می‌شود

"و ارفع یدیک من الطعام و یک الیه بعض القرم و عندک میل فإنه اصلح لمعدتک و بدنک و اذکى لعقلک و اخف على جسمک.

در حالى که هنوز گرسنگى باقى و میل و اشتها برقرار است دست از طعام بردار که این چنین غذا خوردن براى معده و بدن اصلح و براى عقل پاکیزه‏تر و بر جسم و تن بارى سبکتر است."

                                                                                

حیوانات بیمار نمی‌شوند

میل و اشتهاى حیوانات تابع مصالح آنها است یعنى حیوان بقدرى تمایل بغذا و چیزهاى دیگر پیدا میکند که برایش لازم و کافى است و بهمین جهت کمتر دچار امراض مى‏شود بلکه مى‏توان گفت باغور و بررسى که در زندگى حیوانات شده است اگر حوادث خارجى براى آنها پیش نیاید اگر اهلى نشوند و آزادى آنها بدست زور و فکر اشتباه کار بشر محدود نگردد اصلا مریض نمیگردند.

 

طب الرضا علیه السلام / ترجمه امیر صادقى، ص: 107

روزه و امتحان+روزه و درس+ذهن+باهوش