سدیر صیرفى گفت: خدمت امام صادق علیه السلام بودم یاران در باره مؤمن و مقامش گفتگو میکردند امام علیه السلام رو بمن فرمود و گفت یا ابا الفضل براى تو از حال و مقام مؤمن نزد خدا سخن بگویم؟ عرضکردم: بفرمائید، فرمود: چون خداوند روح مؤمن را قبض نماید فرشتگان دوگانه او بآسمان بالا روند و گویند پروردگارا بنده‏ات فلانى که نیک بنده‏اى بود و در انجام طاعتت شتابان و کوشا و در نافرمانیت سنگین و کند بود او را قبض روح فرمودى و بسوى خود بردى پس از او ما را چه فرمان میدهى؟ خداوند بآن دو گوید: بزمین باز گردید و کنار قبر او باشید و مرا حمد و تسبیح و تهلیل و تکبیر گوئید و آن عبادات را در نامه‏ عمل او بنویسید تا روزى که او را از قبر برانگیزم.

ثواب خنداندن بدون گناه دیگران

آنگاه امام فرمود: براى تو بیشتر بگویم؟ عرض کردم: آرى بفرمائید فرمود: چون مؤمن از قبر برخیزد با وى مثالى بیرون آید و در پیش روى او براه افتد پس هر منظره هولناکى که پیش آید و مؤمن از آن بهراسد آن مثال او را گوید:

غمگین مشو و مترس و مژده باد ترا بسرور و خوشحالى و احترام از جانب خداوند بزرگ، و پیوسته ویرا بشارت دهد بسرور و کرامت از جانب حق تا مؤمن در درگاه الهى بایستد و خداوند از وى حسابى آسان بکشد و امر فرماید او را ببهشت برید.

پس آن مثال پیش روى او براه افتد، و در این هنگام مؤمن آن مثال را گوید: خدا بتو خیر دهد چه همراه و رفیق نیکى بودى که با من بیرون آمدى و پیوسته مرا از جانب خدا بخیر و نیکى نوید دادى تا خود بچشم خویش آن را دیدم بگو بدانم تو کیستى؟ آن مثال گوید: من نتیجه همان سرور و خوشى هستم که تو در دنیا دل برادر مؤمنت را بدان شاد کردى، خداوند مرا آفرید تا در چنین هنگامى ترا مژده دهم یا شاد سازم.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه غفارى، ص: 446