شیخ طوسى در کتاب «غیبت» مینویسد: جماعتى از علماء از حسین بن على ابن بابویه (برادر شیخ صدوق) نقل کرده‏اند که گفت: گروهى از مردم شهر ما (قم) در سال 329 هجرى که «قرامطه» علیه حجاج بیت الله طغیان نمودند، براى من نقل کردند که پدرم رضى الله عنه (یعنى على بن بابویه پدر شیخ صدوق و پیشواى علماى قم) نامه‏اى به شیخ ابو القاسم حسین بن روح (نوبختى) قدس الله روحه (سومین نائب خاص امام زمان) نوشت که به پیشگاه امام زمان تقدیم دارد و از حضرتش براى حج بیت الله کسب اجازه نماید. پاسخ ناحیه مقدسه این بود:

در این سال بحج مرو. پدرم مکتوب دیگرى نوشت که حج من نذر واجب‏است، آیا جایز است خوددارى نمایم؟ جواب آمد که: اگر ناگزیر برفتن هستى با کاروان آخرى حرکت کن چون پدرم با کاروان آخرى حرکت کرد، سالم ماند ولى کاروانهائى که پیش از آن رفته بودند همگى تلف شدند!

 

 

 

مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، متن، ص: 596

 

 

[1] ( 1) شرح حال این مرد و سوء عاقبت او را در چند مورد همین باب خواهید خواند.

[2] ( 2) عسکر محله‏اى در سامره بوده که امام حسن عسکرى( ع) در آن سکونت داشته، و امروز قبر آن حضرت و پدرش امام على النقى علیهما السلام در آنجاست. بهمین مناسبت آن حضرت را عسکرى و با پدر عالیقدرش« عسکریین» مینامند.